ایشون به همراه خانواده تشریف اورده بودن

چاد یک سری از لوازم ابزار محقق ماوراءالطبیعه با خودش اورده بود

یکی از فن ها درباره مردن اش ازش سوال کرده بود که ایشون هم گفته بود مرگی با شکوه رد شعله های اتش بوده

وقتی که اش برای نقشش انتخاب شده یک پیراهن بدون آستین پشمی پوشیده بود و همش داشت بازش میکرد(منظورش پشم هاشه)

یکی از روح های اش از دستش در رفته بود و به فن ها گفت اگه کسی روحی چیزی اینجا میبینه بگه چون خیلی ترسیده...(روح میگه)

یکی از فن ها درباره دوستی که خود اش کست صحبت کرد و روحی که در رفت.

چاد از دستگاهش میخواد اسم مردی که کنارش ایستاده بگه و دستگاه میگه: ریچارد

اینم از این...بازم پنل هست...

کپی فقط فقط با ذکر منبع

نظر یادتون نره

بای بوس