من تو این قسمت هروقت دین میمرد دست خودم نبود خندم میگرفت(خودمم از خودم تعجب میکردم..!!!)

به نظر من بهترین اعتراف برای این قسمت بود

کشته مرده این ریلکس بودنشم...عین خیالشم نبود

بسیار زبیا...یعنی من جای جاستیس باشم تو اینده از بابام قشنگ تر نشم خیلی برام زور داره

وااااای این قسمت...من چقدر ناراحت شدم..تا روز تو حس بودم...

واقعا مهربونه...خیلی احساساتش پاکه...خیـــــــــــــــــلــــــــــــــــی

باهوش هم هستا...ولی سم یه کوچولو باهوش تره...

با این موافقم

میگه تنها چیزی که دین خیلی بخصوصش میکنه اینه که هیچ وقت از تو ناامید نمیشه

نظر یادتون نره

بای بوس